تبليغاتX
خواب دیدن با چشمان باز
گاه نوشتهای محمدرضا مقدسیان
 نوشته ای درباره "کتاب قانون" مازیار میری

 

"کتاب قانون" ؛ برولبنان متحول شو !؟

کتاب قانون

دو آسیب اساسی در "کتاب قانون " به چشم می آید که خوب آنقدر مهم هستند که بتوانند یک اثر سینمای را از اوج به ذیل بکشند.مشکل اول مدل طرح و انتخاب موضوعاتی که بناست تماشاگر را به خنده وادارد و دیگری خارج شدن عنان کار از دست کارگردان تا جایی که کار را به چند تکه بی ربط  و از هم جدا افتاده تبدیل کرده است. در ادامه تلاش می کنم تا این دو ایراد اساسی را در کنار هم بررسی کنم (اينكه اين ايرادات تا چه اندازه به داستان تاخير در اكران و مميزي احتمالي مرتبط مي شود را بايد ميري و دوستان بسيار دقيق ارشاد توضيح دهند).


ادامه مطلب
|+| نوشته شده توسط محمدرضا مقدسیان در Mon 9 Nov 2009  |
 نوشته ای درباره «صداها» فرزاد موتمن

 

"صداها"؛ تصاويري كه ميشنويم

 

 

 طناز طباطبايي در نمايي از "صداها"


تماشای یك فیلم شسته ورفته همان قدر دلچسب است و دل نشین، كه تحمل یك فیلم متوسط و ضعیف سخت و غیر قابل تحمل. این دو دقیقا دو روی متفاوت سكه سینما هستند. سینمای این روز های ماسرشار است از فیلم‌های متوسط و خیلی متوسط (حتی بیشتر متوسط!) با این اوصاف تماشای یك فیلم استاندارد و روان با هدف كه بیشترین فاصله را از ضعف دارد و بیشتر به خوب بودن نزدیك است موهبتی گران بهاست.

ادامه مطلب
|+| نوشته شده توسط محمدرضا مقدسیان در Mon 2 Nov 2009  |
 نوشته ای درباره "تردید" واروژکریم مسیحی

 

هملت در قهوه خانه کارو

"تردید" فیلمی به شدت سنگین و شلوغ است . این سنگینی و تعدد موضوعات فرعی مطرح شده در فیلم باعث خستگی تماشاگر و فاصله گرفتنش از داستان می گردد.البته بخشی از کرختی اي که گریبانگیر تماشاگر می شود ، ناشی از آشنایی شدیدی است که با داستان هملت حس می کند و البته عدم حضور المان های آشنایی زدا برای ایجاد گره ذهنی جديد،كه باعث می شود تا تماشاچی از میان راه به مرور دانسته های خودش روی پرده سینما بپردازد.کریم مسیحی در "تردید" از ابزار اقتباس از یک شاهکار ادبی بهره برده است ولی با چه هدفی؟ آیا اوضاع کساد فیلمنامه نویسی ما باعث این امر شده است؟ آیا هدف مهمتر بوده و یادآوری حضورهملت ها و امثال عموی او در این روزگار و تکرار سرنوشتی شبیه به آن مدنظر است؟ و یا ...


ادامه مطلب
|+| نوشته شده توسط محمدرضا مقدسیان در Sun 18 Oct 2009  |
 نوشته ای درباره "بی پولی" حمید نعمت ا...

 

لاستیکی پسر نداشته !

 

نعمت ا... در "بي پولي" پدیده اجتماعی زیاده خواهی و توهم و چالش ها پس از آن را به تصویر می کشد.قطعا بسیاری از زنان این اجتماع همان دغدغه هایی را دارند که شکوه دارد و بسیاری از مردان هم دل مشغولی هایی شبیه به ایرج را دارند با این تفاوت که آن دو روی پرده سینما زندگی می کند و ما در عالم واقع. طبیعتا مواجه شدن با این واقعیت ها آن هم در شکلی چنان صریح  و در عالم واقع غیر ممکن می نماید ... و خوب نعمت ا... تمام این طناب ها که زندگی مارا به شكلي حماقت بار در خود پیچیده را به طرز وحشتناکی به رخ مي كشد تا جایی که شاید تماشاگر را از فرط نزدیکی بیش از حد با شخصیت ها به خنده وا دارد. شاید طرح چنین موضوعاتی از طریق مدیوم سینما باعث شود بسیاری از ما آسوده تر با مشکلاتی که خودمان برای خودمان به وجود آورده ایم روبرو شویم و ... برسیم  به جایی که لاستیکی پسر نداشته مان بسیار مهم تر باشد از ملاحظاتی که دست و پایمان برای زندگی کردن را بسته است. 


ادامه مطلب
|+| نوشته شده توسط محمدرضا مقدسیان در Sun 4 Oct 2009  |
  بررسی سی سال سینمای ایران در گفتگو با محمد مهدی عسگرپور، مدیر عامل خانه سینمای ایران

 

سينما نياز به جراحي دارد

بخش پاياني

 استنباط‌ من‌ از صحبت‌هاي‌ شما اين‌ بود كه‌ سوء مديريت‌ يا بهتر بگوييم‌ ضعف‌ مديريت‌ باعث‌ رسيدن‌ به‌ نقطه‌ فعلي‌ شده‌ است. بحث‌ ديگري‌ كه‌ شايد از دل‌ همين‌ نگاه‌ سفارشي‌ ساز بيرون‌ آمده‌ باشد، يكدستي‌ دل‌گير و غيرقابل‌ تحمل‌ حاكم‌ بر روال‌ فيلم‌سازي‌ است‌ به‌ نوعي‌ كه‌ از يك‌ دوره‌اي‌ به‌ بعد تنوع‌ در ساخت‌ فيلم‌ها و به‌ كار بردن‌ گونه‌هاي‌ مختلف‌ سينمايي‌ مثل‌ سينماي‌ جنايي، سينماي‌ علمي-تخيلي‌ و... به‌ كل‌ فراموش‌ مي‌شود و سينما مي‌شود ساختن‌ فيلم‌هاي‌ مثلاً معناگرا (كه‌ البته‌ اين‌ واژه‌ معناگرا در سينما هيچ‌ تعريف‌ ذاتي‌ و قابل‌ استنادي‌ ندارد) يا فيلم‌هاي‌ سطحي‌ فكاهي. با اين‌ اوصاف‌ اگر در نظر بگيريم‌ رابطه‌ ميان‌ فيلم‌هاي‌ ساخته‌ شده، استقبال‌ تماشاگران‌ و سرمايه‌گذاري‌ در عرصه‌ سينما يك‌ فرآيند دايره‌وار را تداعي‌ مي‌كند آيا مي‌توان‌ توقع‌ داشت‌ در حال‌ و هواي‌ ساختن‌ چنين‌ فيلم‌هايي‌ كه‌ كمتر تماشاگر را ترغيب‌ به‌ سينما رفتن‌ مي‌كند، سرمايه‌گذار هم‌ رغبت‌ به‌ سرمايه‌گذاري‌ كند؟...

(این مصاحبه در اولین روز های آغاز به کار عسگرپور به عنوان مدیر عامل خانه سینما انجام شده ... و به مناسبت روز ملی سینما منتشر می شود)


ادامه مطلب
|+| نوشته شده توسط محمدرضا مقدسیان در Mon 21 Sep 2009  |
 بررسی سی سال سینمای ایران در گفتگو با محمد مهدی عسگرپور، مدیر عامل خانه سینمای ایران

 

سينما نياز به جراحي دارد

بخش نخست

 بنا به‌ دلايلي‌ كه‌ خود محمدمهدي‌ عسگرپور بهتر مي‌داند و من‌ هم‌ چندان‌ كنكاشي‌ در موردش‌ نكردم‌ او چندان‌ تمايلي‌ به‌ انجام‌ مصاحبه‌ نداشت. شايد مي‌خواست‌ شرايط‌ خانه‌ سينما و هيات‌ مديره‌ جديدش‌ به‌ ثبات‌ برسد و پس‌ از آن‌ كه‌ سوار بر اداره‌ امور مربوط‌ به‌ حوزه‌ مديريتي‌اش‌ شد مصاحبه‌ و اظهار نظر را آغاز كند. شايد هم‌ درگير بودنش‌ با مراحل‌ فيلمبرداري‌ و تدوين‌ ساخته‌ اخيرش، چندان‌ بي‌ارتباط‌ نبود با عدم‌ تمايلش‌ به‌ مصاحبه‌ و... به‌ هر حال‌ پس‌ از مدت‌ها پيگيري‌ عسگرپور ما را براي‌ انجام‌ اولين‌ مصاحبه‌ مطبوعاتي‌اش‌ (البته‌ از نوع‌ اختصاصي) دعوت‌ كرد. پس‌ اين‌ شد كه‌  در محل‌ دفتر مديريت‌ خانه‌ سينما با او به‌ گفت‌وگو نشستيم‌ و نظراتش‌ را پيرامون‌ حال‌ و روز سينماي‌ ايران، گذشته‌ و آينده‌اش‌ جويا شديم. او اين‌ روزها به‌ شدت‌ به‌ دنبال‌ تحقق‌ اهداف‌ خانه‌ سينما براي‌ جراحي‌ ساختار سينما با هدف‌ استفاده‌ بيشتر از پتانسيل‌ اهالي‌ سينما براي‌ تزريق‌ خون‌ تازه‌ به‌ پيكر سينماي‌ ايران‌ است‌...

(این مصاحبه در اولین روز های آغاز به کار عسگرپور به عنوان مدیر عامل خانه سینما انجام شده ... و به مناسبت روز ملی سینما منتشر می شود)


ادامه مطلب
|+| نوشته شده توسط محمدرضا مقدسیان در Sun 13 Sep 2009  |
 نوشته ای درباره "پستچی سه بار در نمیزند" حسن فتحی
 

یک قضیه عشقی سه طبقه و خطرناک!

 

  " پستچی سه بار در نمیزند" می تواند نهیبی باشد تاریخی به حافطه تاریخی  ضعیف ما ایرانی ها و عبرت گرفتنمان از تاریخی که از مشروطه تا کنون بر ما گذشته  و اشتباهاتی که بار ها تکرارشان کرده ایم از عشق هایی که پایمال شد و آرمان هایی که به دست نقاب پوشان قلب و به مسیری دیگر سوق داده شد وکارهایی که باید می کردیم و نکردیم و کرده هایی که نباید از ما سر می زد و زد و البته نمونه ای رو به تکامل از سینمایی که ایرانی است و درباره ایران با تکیه بر اتفاقات و رخداد های تلخ و شیرین تاریخی اش ،به زبان مردم همین مملکت و برای آگاه شدن و آگاه ماندن و البته ذوق ورزی سینمایی در قالب مشخصه های فرهنگ و هنر ایرانی.  


ادامه مطلب
|+| نوشته شده توسط محمدرضا مقدسیان در Fri 28 Aug 2009  |
 نوشته ای درباره"تهران انار ندارد" مسعودبخشی

 

همه چیزمان به همه چیزمان می آید

 اولین چیزی که پس از شنیدن واژه "فیلم مستند" به ذهنتان خطور می کند چیست؟... هرچه تابحال به شما حس و حالی شبیه به تماشای یک فیلم مستند را می دهد کناری بگذارید و سپس شمایلی از یک فیلم را برای خودتان تداعی کنید که تحت عنوان یک فیلم اجتماعی، فرهنگی ، سیاسی ، اقتصادی ، کمدی ، ملودرام و ... به نمایش در می آید مستندی که گویا در مورد" انار" است ولی اتفاقا چندان ارتباط فوق العاده ای با انار ندارد در عین اینکه به انار مرتبط است ، شاید با همان مقیاسی که تهران با مسئولیت شهر بودن مرتبط است ، در عین حال که نیست!  


ادامه مطلب
|+| نوشته شده توسط محمدرضا مقدسیان در Tue 11 Aug 2009  |
  نوشته ای درباره "ویکی، کریستینا ، بارسلونا" وودی آلن

 

داستان مسخره زندگی

هیچ وقت نتوانستم کاری از وودی آلن را ببینم واز شدت تلخی بی حد و حصرش بتوانم با فراغ بال بخندم."ویکی ، کریستینا ، بارسلونا" وودی آلن که جز فیلم های اروپایی چند سال اخیر او پس فاصله گرفتن از شهر محبوبش نیویورک است هم، دقیقا همین حس را در بیننده بر می انگیزاند که اصولا چیزی برای جدی گرفتن وجود دارد؟مگر نه اینکه ما مدتی دور هم جمع شده ایم کار ها و تصمیماتی برای خالی نبودن عریضه از ما سر میزند؟ و ...


ادامه مطلب
|+| نوشته شده توسط محمدرضا مقدسیان در Sat 25 Jul 2009  |
 نوشته براي "درباره الی" اصغرفرهادی
 

یک تلخی بی پایان

اصغر فرهادی علاقه غیر قابل انکاری به کار در فضای سینمای اجتماعی دارد.فرهادی این رویکرد را از زمان ساخت سریال "داستان یک شهر" به نمایش گذارده بود و این روال را با "رقص در غبار"،"شهرزیبا"و"چهارشنبه سوری" پی گرفته بود و انصافا روند رو به جلويی را پيمود و ... . "درباره الی"اما یک مرحله جدید در سینمای فرهادی و البته سینمای ایران است ... این فیلم فرهادی چیز دیگری است و ... 


ادامه مطلب
|+| نوشته شده توسط محمدرضا مقدسیان در Mon 13 Jul 2009  |
 
 
بالا